برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
میپرسی چه خبر از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگیام جز سرمای زمستان خبری نیست
رفتی و در زندگیام بعد تو و خاطرههایت
جز غم و غصه و اندوه فراوان خبری نیست
# جعفرایزدپناه
@JanJiyarlr
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
اشکِ من بی تو سرازیر شد و آخ نگفت
عشق ، قربانیِ تقدیر شد و آخ نگفت
بغضِ من، دوریِ تو، حسرتِ اندوهِ دلم
اتحادی که جماهیر شد و آخ نگفت
هر که پرسید اگر حالِ دلم را تو بگو
همدمِ بغضِ نفس گیر شد و آخ نگفت
آن جوانی که به پای تو، جوانی را داد
بی تو پژمرده شد و پیر شد و آخ نگفت
باز هم با غمِ تو می گذرد روز و شبش
آنکه از زندگی اش سیر شد و آخ نگفت...
@JanJiyarlr
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
این دختر اسمش هست Lepa Radić، از مبارزان ضد فاشیسم در یوگسلاوی سابق و در زمان جنگ جهانی دوم که در 17 سالگی دستگیر شد و فقط در صورت لو دادن اسامی دوستانش آزاد میشد. در جواب گفت:
دوستانم را وقتی که دارند انتقام مرا میگیرند خواهید شناخت.
او در فوریه 1943 به دار آویخته شد.
حدود دو سال بعد تک تک افرادی که در قتل او دست داشتند به دست دوستانش، دادگاهی و اعدام شدند.
« منبع: دانشنامهی آزاد ویکیپدیا - توییتر آدلین »
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
دنیل آریلی در کتاب نابخردیهای پیشبینیپذیر میگه اگه برید تو یه مغازه تلوزیونفروشی یه تلوزیون باشه ۵۰ دلار یکی باشه ۷۰ دلار تلوزیون ۷۰ دلاری به نظرتون گرون میاد و ممکنه ۵۰ دلاری رو بخرید فروشنده چون ضرر می کنه یه تلوزیون ۹۰ دلاری میذاره که میدونه کسی هم نمیخره اما این باعث میشه "اثر لنگرگاهی" ایجاد بشه تا در ذهن خریدار ۷۰ دلار دیگه گرون به حساب نیاد.
قابل تامل...
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
I only wanted to have funفقط میخواستم خوش بگذرونمLeaing to fly leaing to runیاد بگیرم پرواز کنم، یاد بگیرم آزاد و رها باشمI let my heart decide the wayبه قلبم اجازه دادم تا راهو انتخاب کنهWhen I was youngوقتى جوان بودمDeep down I must have always knownته دلم باید اینو میفهمیدمThat this would be inevitableکه این اجتنابناپذیرهTo ea my stripes I’d have to payبراى اینکه شایستگى هامو نشان بدم، باید بهاش رو بپردازمAnd bare my soulو روحم را عریان کنم ( حرف دلم رو بزنم )
I know I’m not the only oneمیدونم که فقط من نیستمWho regrets the things they’ve doneکه از کارهایى که کرده پشیمونهSometimes I just feel it’s only meبعضى وقتها احساس میکنم که فقط من اینطوریم کهWho can’t stand the reflection that they seeنمیتونه حتی انعکاسی که از خودش میبینه رو تحمل کنهI wish I could live a little moreآرزو میکردم میتونستم یکم بیشتر عمر کنمLook up to the sky not just the floorو نگاهم به آسمون باشه، نه فقط زمینI feel like my life is flashing byاحساس میکنم زندگیم از جلو چشمام رد میشهAnd all I can do is watch and cryو تنها کارى که میتونم بکنم اینه که نگاه کنم و گریه کنمI miss the air I miss my friendsدلم تنگ شده براى هوا و براى دوستامI miss my mother I miss it whenدلم براى مادرم تنگ شده، دلم براى وقتهایى تنگ شدهLife was a party to be thrownکه زندگى مثل یه مهمانى براى برگزار شدن بودBut that was a million years agoاما همهى اینها مال میلیونها سال قبله
When I walk around all of the streetsزمانی که تو خیابانها پرسه میزنمWere I grew up and found my feetخیابانهایى که توشون بزرگ شدم و رو پ
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی
برچسب:
نویسنده: حسین قربانی