خرید بک لینک
خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته است

خودم و جدم و جد پدرم سوخته است

خواستم جیغ شوم گریهی بیشرط شوم

خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم

وسط گریه ی من رقص جنوبی کردیم

کامپیوتر شدم و بازی خوبی کردیم

کسی از گوشی مشغول به من میخندید

آخر مرحله شد غول به من میخندید

دل به تغییر .. به تحقیر .. به زندان دادم

وسط تلوزیون باختم و جان دادم

یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا

بازی مسخره ای بود رها کرد مرا

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین قربانی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:36

صفحه بندی